مطلب مربوطه را اينجا ببينيد: "نابودي عمدي تجهيزات كنون"
پ.ن:
اين نگاه بدبينانه را هم اضافه كنم كه احتمالا كنون خواسته با از بين بردن تعداد از دوربينها چنين القاء كند كه دوربينهاي داراي ايراد و نقص فني در بازار، تقلبي هستند!
رفتم به مغازه آشنا ولي دورتر قبلي. صاحب مغازه قديمي گفت مثل اينكه چيزهايي روي بستهبندي نايلوني دستكشها نوشته. توليد كننده دستكش طرح جالبي براي مشخص كردن سه سايز اسمال، مديوم و لارج روي نايلون چاپ كرده بود. با گذاشتن كف دست روي محلي كه مشخص شده بود سايز دست هم تعيين ميشد. ولي وقتي به به خانه آمدم و بستهبندي را باز كرده، دستكش به دست شده و با اشتياق(!) مشغول شستن ظروف شدم، تازه متوجه شدم درجهبندي توليدكننده خالي از ايراد نبودهاست. من ظرفها را كاملا هدفمند ميشستم، ولي انگشت دستكشها همديگر را! احتمالا توليدكننده، مقياس سايز دستكشها را از جايي ديگر الگوبرداري صرف كرده، يا اينكه گرافيست بستهبندي، عكس را بدون آگاهي طراح اصلي، يك Resize مختصر كرده!
این دو تا صابون را بیشتر به خاطر برند معروفش خریدم که متعلق به انگلیس است. همانطور که می بینید تصویر یکیشان با حجاب اسلامی و دیگری غیر اسلامی است!
ديدن اين عكس ها در ميان اخبار تكنولوژي وال استريت ژورنال(How Ill is Steve Jobs?)، ناراحت كننده است، چون نشانگر عود كردن دوباره بيماري او است و اينكه چگونه در عرض فقط يكسال به اندازه بيست سال پيرتر شده است. روحيه او مثالزدني و بي همتاست كه در دوران بيماريش هم به كار ادامه مي داده است.
خاطرتان كه هست، پارسال مدير عامل جوان سايپا، خيلي در اين راستا فعاليت كرد كه شركتهاي خودروسازي را در ايران يكپارچه(!) كرده و با ادغام آنها احتمالا اندك رقابت صوري موجود در عرصه صنعت خوردو را كمرنگتر كند، ولي در اين راه موفقيتي به دست نياورد و گويا حالا مي خواهد برعكس اين كار را در شركت خود انجام دهد!
انصافا دست چيني ها دستشان درد نكند، چون آنها كم كاري ايراني ها را در ساختن نيروگاه تلافي كرده، و با اين چراغهاي قابل شارژ كه اگر مثلا ساخت جاي ديگري به جز چين بود، شايد قيمتي خيلي بيشتر از ده هزار تومان داشت، باعث شده كه در اين خاموشي ها بدون روشن كردن كبريت و فندك، جماعت كمتر به ميز و در و پنجره برخورد كنند.
البته بعد از ماهها تلاش جهت نوآوري در عرصه چراغ و جلو پنجره سازي، اين هم حاصل يك طراحي بينظير يك وانت، كه نزديك به يك سوم محل بار، فقط به مخزن گاز اختصاص داده شده . حالا به نظر شما وظيفه اصلي اين وسيله نقليه حمل مخزن گاز (به علاوه باك بنزين كه زير محل بار است و ديده نميشود) خواهد بود يا بار؟!
... براي برخي از كارخانجات در كشور هر روز تعطيلي به معناي نيم ميليارد تومان كاهش فروش است، و اگر جمع تمام صنايع را محاسبه كنيم به رقمهاي نجومي مي رسيم. خيلي از صنايع ما واقعا تعطيل نمي كنند و با هزينه اي بيشتر، بابت اضافه كاري به توليد ادامه مي دهند كه قيمت تمام شده را افزايش مي دهد و جنس را گرانتر به مصرف كننده مي رسانند و قيمت رقابتي در مقابل اجناس خارجي را از دست مي دهند...
غول دنياي اتومبيل سازي، شركت فورد، جهت افزايش عملكرد وسيله نقليه، و همچنين استفاده حداكثر و سادهتر از سوخت، اخيرا به سوي نانوتكنولوژي روي آوردهاست.
هفته قبل رفته بودم خيابان جمهوري ، بازار "پدر بزرگ سندباد"(چون نمي خواهم تبليغات بشود، اينطوري نوشتم!). يكي از جاهایی كه آخرين دستاوردهاي ارتباطاتي معمولا چینی، از طريق دوبي و ... ميريزند به آن. نمي دانم هر موقع اسم دوبي مي آيد، ضرب المثل گذاشتن لقمه در دهان، از طريق پشت سر، يادم مي افتد!
حالا مي روم سراغ يك قضيه ديگر!
درست است كه چراغهاي جلو كمي زمخت به نظر مي رسد ولي داچيا ساندرو، از لوگان اوليه خيلي زيباتر و دلپسندتر است. اين توسعه و ايجاد تنوع در محصولات، ظرف همين سه-چهار سال مي افتد كه ايران، اندر خم تعيين درصد سهم رنو فرانسه از رنوپارس، و توليد و تحويل با تاخير خودروي لوگان(تندر) توسط دو كارخانه بزرگ وطني بودهاست*. و اين يعني مردم روماني، كه عمري محصولات غير متنوع، بي كيفيت، و به قولي درپيت بلوك شرق سابق را تحمل كردهاند، هم مثل كل مردم جهان هم طبع مشكل پسندي دارند و بايد به ساز آنها رقصيد و تابع نظرات آنها بود.
خوب! به سلامتي، مثل اينكه باز هم داستان تكرار شد و آزمودهها دوباره آزموده شدند! خبر رسيد كه :" توليد گوشي داخلي را فراموش كن".
نمودارهاي مقابل به ترتيب نشانگر روند افزايشي ارزش يورو در برابر ريال ايران و دلار آمريكا، و نيز تغييرات دلار آمريكا در برابر ريال ايران در طول يكسال گذشته است كه با پرينت اسكرين از صفحه تغييرات ارز ياهو تهيه كردهام.
همانطور كه مشاهده مي شود افزايش ارزش يورو و به عبارت ديگر سقوط دلار و ريال در برابر يورو روندي بسيار مشابه دارند و از طرف ديگر تغييرات دلار در برابر ريال در اين مدت كم، و حول و حوش ده تومان بوده است و حتي يك فرد غير متخصص در امور اقتصادي با ديدن اين نمودارها مي تواند حس بزند كه يا دلار تابع تغييرات ريال است و يا ريال تابع تغييرات دلار است و البته فرض اول حتي براي يك فرد بيسواد هم غير منطقي است، چون ايران صادارتش تك محصولي است و آن به دلار انجام مي گيرد!
البته در اين ميان نبايد به دنبال مقصر شناختن دلار و اتخاذ تصميمي موقت همچون فروش نفت به يورو بود، چون ممكن است بعد از مدتي يورو ارزشش را از دست بدهد و پيشبيني اين، كاري است بسيار پيچيده و سخت كه يقينا از عهده افرادي كه نمي دانند درآمد سرشار تنها كالاي خداداديشان محصول چه بكنند، و تنها سعي و خطا بلدند برنمي آيد! اين تك محصولي بودن اقتصاد كشور است كه ممكن است حتي با گرانتر شدنش به پول ملي لطمه وارد مي كند.
اينكه مي گويند كره جنوبي اتومبيل سازي را همزمان با ايران شروع كرد، به نوعي تحريف اذهان و مغالطه است؛ چون شركت كره اي كياموتورز در سال 1942تاسيس شده و به مرور از دوچرخه سازي شروع كرده و پس از سالها ساخت موتورسيكلت و مونتاژ كاميون و ...، قدم به قدم، در جاده عرضه برند حركت كرده و همينطوري يك شبه مدعي نشده است.