Showing posts with label Environment. Show all posts
Showing posts with label Environment. Show all posts

Saturday, October 16, 2010

روز جهاني وبلاگ نويسي در مورد آب سالم، و مسأله درياچه اروميه

يكي دو روز دير يا زود زياد فرقي ندارد، مهم آن است كه در مورد "آب سالم براي همه جهانيان" مطلبي نوشته شود و تذكري هم به خودمان بدهيم كه قدر آب مصرفي را دانسته و در مورد نحوه مصرف آب دقت بيشتري بكنيم ؛ چون خيلي ها در نقاط دور و نزديك جهان از داشتن آب شرب سالم محرومند.

اما در مورد مسأله آب دغدغه ديگري هم هست كه نمي دانم چرا خيلي ها به اهميت آن واقف نيستند. و آن مسأله بسيار خطرناك درياچه اروميه(اورمو گؤلو) است كه بنا به دلايلي رو به خشكي نهاده و نهادهاي دولتي هنوز هم كه هنوز است اقدام مؤثري در اين مورد انجام نداده‌اند. گفته شده اگر درياچه اروميه خشك شود نمك و شوره‌زارهايي كه بعد از محو شدن آب پديد خواهد آمد با وقوع يك توفان ضعيف باعث تبديل شدن مزارع حاصلخيز آذربايجان به زمينهاي باير و لم يزرع و در نهايت ايجاد كوير در آن مناطق منتهي خواهد شد(انفجار بمب 8‌ میلیارد تنی در ارومیه) و عواقب آن تنها شامل آذربايجان نشده و حتي كردستان و گيلان هم از عوارض و عواقب چنين فاجعه زيست محيطي زيان غير قابل جبراني خواهند ديد؛ حال، چنين وضعيتي چه تاثيري خواهد گذاشت بر وضعيت اجتماعي كشور بماند!

گفته مي‌شود احداث سدهاي متعدد كوچك و بزرگ بدون كارشناسي و عاقبت انديشي‌هاي لازم، ريختن خاك و سنگ وسط دريا جهت ايجاد پل، و همچنين كم شدن بارش از مهمترين عوامل تخريب درياچه اروميه بوده‌اند.به نظر مي رسد حتي كم شدن مصرف آب در شهرها و روستاهاي اطراف اروميه تاثير زيادي در روند خشكي درياچه نخواهد داشت. به نظر مي‌رسد همانگونه كه مداخله  نهادهاي دولتي باعث  پديد آمدن چنين وضعي شده، نهادي جز خود دولت هم نمي‌تواند از وقوع حوادث بعدي جلوگيري كند. و مثلا چنين پيشنهادي مطرح مي‌شود كه از درياي خزر به درياچه اروميه پمپ شود. البته در مورد امكان چنين پيشنهادي و اينكه آيا چنين كاري هم اين باره به درياي خزر آسيب بزند، بايد كارشناسان ذيربط نظر دهند، ولي خبر ديگري در رسانه‌ها پيچيد كه باعث تعجب و شگفتي شد:

دولت ایران می گوید قصد دارد پروژه انتقال آب از دریای خزر به استان سمنان را برای مقابله با مشکل کم آبی در شمال شرق ایران به اجرا بگذارد (بي‌بي‌سي).

اين طرح از لحاظ اقتصادي در اين صفحه تحليل شده‌است: "هزينه فايده طرح انتقال آب به سمنان". در وهله اول آدم خنده‌اش مي گيرد، آب دريا كه به درد شرب و كشاورزي نمي‌خورد ولي آنچه در متن تحليل آمده اين است كه قرار است آب دريا شيرين هم بشود كه عملي بسيار بسيار هزينه بر است.

ولي آنچه اهميت دارد وقتي در كشوري كه به صورت متمركز مديريت مي ‌شود آيا نمي شود تصميمات كلاني كه گرفته مي شود بدون مقايسه سود و زيان در سطح كشوري باشد؟ حال فرض كنيم پول و بودجه‌ كلاني وجود دارد و قرار است چنين كاري هم انجام شود و به جاي اينكه آب را بدون شيرينسازي به درياچه اروميه بفرستند، پس از عمل پمپاژ، شيرينش كرده و تزريقش مي كنند به دشتهاي سمنان. ولي چرا موقع اتخاذ چنين تصميماتي آينده نگري وجود ندارد؟ آيا عاقلانه نيست به جاي اينكه كويرهاي موجود با مشقت و هزينه فراوان آباد شوند، از ايجاد كويرهاي جديدي كه عواقب بسيار بدتر اجتماعي و اقتصادي ديگري هم خواهد داشت جلوگيري نمود؟



Thursday, September 2, 2010

تمركز زدايي يك شبه غير ممكن است


از ميان اين همه شبكه بالاخره يكي پيداشد كه يك برنامه جالبي پخش كند! البته خيلي هم جالب نبود و نگران كننده بود. لوس آنجلسي‌ها گسل جديدي در نزديكي شهر بزرگسان پيدا كرده‌اند. اين گسل كه اسمش "پونته هيلز(Puente Hills)" است در هر سه هزار سال يك بار زلزله عظيم و ويرانگري را ايجاد مي‌كند. و چون لوس آنجلسي ها نمي دانند در كجاي چرخه اين سه هزار ساله قرار دارند كلي نگران‌اند و با شبيه‌سازي‌هايي كه انجام داده‌اند مي دانند اگر زلزله مذكور بيايد بيچاره  خواهندشد. اكثر آسمانخراشها در مركز شهر و جاده‌ها آسيب جدي ديده و 18 هزار نفر هم كشته خواهندشد. البته آنها حتي مدتها قبل از كشف گسل مزبور دارند ساختمانهايشان را  مقاوم سازي كرده و ضد زلزله مي كنند. مثلا براي مقاوم سازي ساختمان هشتادساله و بلندمرتبه شهرداري كل ساختمان به آن بزرگي را از زمين بلند كرده و پي‌اش را مسلح به جك‌هاي هيدروليك كرده بودند. چنين عنوان شد كه هزينه اين كار دويست ميليون‌دلار بوده و براي مقاوم‌سازي ديگر ساختمان‌ها هم بودجه كلاني مورد نيازه بوده و مشكل فقط پول است.

اواخر سال گذشته مطلبي نوشته‌بودم در مورد زلزله احتمالي تهران و يكي از دو راه حل پيشنهادي مقاوم سازي ساختمانهاست كه غير ممكن به نظر مي‌رسد. راه حل ديگر تمركز زاديي است كه اتفاقا چند ماه پيش در كمال تعجب ديديم در يك اقدام سريع پطرح خود را هم اجرايي كرده و مي خواهد سازمانها و كاركنانش را به شهرستانهاي ديگر انتقال بدهد! ولي از حالا معلوم است كه چنين طرحي موفق نخواهد بود. روند مهاجرت به تهران يك شبه نبوده كه يك شبه بتوان آن را برعكس نمود. در هر سازماني بافتهاي قومي مختلفي وجود دارد. بدون در نظر گرفتن امكانات رفاهي محلي كه قرار است سازمان به آنجا منتقل شود، آيا كسي كه از آذربايجان به تهران آمده آيا حاضر است به نقاط كويري ايران برود و يا بالعكس؟! بايد توجه داشت همه افرادي كه مهاجرت مي كنند شاخص اصلي كه در نظر مي گيرند شرايط بهتر زندگي است. حالا ممكن است چند مطلوبيت را از دست بدهند ولي مطلوبيتهايي كه بدست مي‌آورند يقينا بيشتر مي‌چربد.

چاره تمركز زدايي انتقال فله‌اي سازمانها و يا جابجايي مشاغل به جاهايي كه نياز به شاغل ندارند، نيست. تنها راه ممكن فدراليسم اقتصادي است. هر ناحيه از مملكت ويژگيهاي منحصر به فردي دارد كه فقط براي ساكنان بومي آن قابل درك و لمس است. يكي از توريستي ترين مناطق ايران گيلان است. اين ناحيه بدون اتكا به درآمدهاي حاصله از كشاورزي مي تواند با جلب توريستهاي داخلي و خارجي خودكفا باشد. ماه قبل از گيلان عبور مي كردم. در كل مسير، حاشيه جاده پر بود از آشغال. از دور مناظر زيبا به نظر مي‌رسيدند، ولي جايي نمي شد پيدا كرد كه بشود دقايقي اتراق كرد! مطمئنا اين آشغالها را خود گيلاني‌ها به زمين نريخته بودند. اينها را افرادي ريخته بودند كه براي يكي دو روز گردش آمده بودند و در حين عبور از گيلان ريخته بودند! اما اگر درآمدهاي حاصله از توريسم براي گيلاني‌ها اهميت داشت و حياتي بود، آيا مي توان متصور بود كه گيلان اينچنين به هم ريخته باشد. يقينا خود مردم احساس مسؤوليت كرده، و مي دانستند اگر اين زباله‌ها همينطوري باقي بمانند ممكن است رغبت توريستها را جهت سفر به گيلان كمتر كند. و در نتيجه آنها با تشكيل مؤسساتي، اين زباله‌ها را جمع آوري كرده و از سوي ديگر با فرهنگ سازي حتي جلوي ريخته شدن زباله توسط توريستها را مي گرفتند. چنين مثالي را براي همه نقاط ايران مي توان زد. يعني اگر مديريت و كنترل اقتصادي هر منطقه دست خود مردم باشد و مردم در انتظار حاتم بخشي‌هاي مركزي نباشند، روند مهاجرت كندتر شده و در بلند مدت معكوس هم خواهدشد.

Saturday, June 19, 2010

مديري كه در تصميم‌گيري مشاركت نداشت

پنج - شش سال قبل خبرنگار تلويزيون رفته بود جلوي ساختمان فروش يكي از دو خودروساز مطرح كشور، و با تعدادي از خيل مشتريان معترضي كه هفته‌ها و ماهها بود در انتظار تحويل پس از موعد خودرويشان بودند مصاحبه مي كرد (اين را هم بگويم بيچاره خودروسازها! كي برود با معترضين به برنامه‌هاي صدا و سيما مصاحبه بكند!؟). خبرنگار بعدش رفت اتاق كسي كه بالاترين سمت مربوط به فروش را در شركت مزبور بر عهده داشت و از او پرسيد كه چرا خودروهايي را كه فروخته‌ايد تحويل نمي‌دهيد. مدير مربوطه هم شروع كرد به خودزني، و مشكلات داخلي شركت همچون تامين نشدن به موقع قطعات را مطرح كرد و زيرآب بقيه واحدها را زد. و هر آدم عاقلي كه بود مي گفت اينها چه ارتباطي به مشتري دارد؟ خوب شما كه اين مشكلات را داشته ايد چرا فروخته‌ايد؟ من فكر مي كردم مواردي از اين دست فقط در ايران و كشورهاي در حال توسعه ديده مي شود؛ ولي اخيرا يك مورد مشابهي پيدا شده كه اين يكي ديگر واقعا دور از انتظار است.

از افتضاح نشت نفت در سكوي نفتي شركت BP يا بريتيش پتروليوم در خليج مكزيكو كه مستحضريد! مديرعامل بي‌پي در سؤال و جواب كنگره آمريكا چنين حرفي را زده: "من در تصميم‌گيري‌ها مشاركت نداشته‌ام"!
يعني اگر به جاي مديرعامل شركت معظم بريتيش پتروليوم يك بادمجان هم مي گذاشته‌اند فرقي به حال شركت نمي‌كرده است!! و چنين است كه يك منتقد بي‌رحم آمريكايي خطاب به دست اندركاران منابع انساني بي پي گفته: "اگر مديرعاملتان در جريان امور نيست به هيأت مديره‌تان بگوييد اخراجش كنند"!

و ما كه اين سوي دنيا هستيم دوباره بايد تعجب كنيم و بگوييم: "متصديان منابع انساني و اين ...ها"؟!!

Wednesday, March 10, 2010

خطر زلزله و دو راه حل ممكن

پس از زلزله مهيب هائيتي ، زلزله مهيب تر ديگري نيز در آن سوي دنيا رخ داد. البته شيلي همچون هائيتي در فلاكت و بدبختي غوطه ور نبود و از پيش آمادگي رويارويي با يك زلزله هشت ريشتري را داشت وگرنه بايد منتظر شنيدن اخبار تعداد تلفات بيشتري نيز مي بوديم كه به خير گذاشت. البته در چنين مواقعي آدم اگر بخواهد با صداقت نظر بدهد بايد اعتراف كند كه بخش اعظمي از بشردوستي‌اش ناشي از نگراني به خاطر احساس خطر براي خود است! راستي در كشور خود ما كه يك زلزله شش و نيم ريشتري در منطقه كويري و كم جمعيت مي آيد و يك شهر كن فيكون مي شود و دهها هزار نفر كشته مي‌شوند اگر در يك جاي پرجمعيت تر بيايد مثل همين تهران چه خواهدشد؟ البته زبانم لال! ولي طبيعت با كسي شوخ ندارد. چنين اتفاقاتي در عمر پنج-شش ميلياردي كره زمين كاملا عادي است. چندي قبل يك تبليغات در مورد محيط زيست در يك كانال خارجي ديدم كه يك آفتاب پرست در برابر ناملايمات طبيعي مدام تغيير شكل مي داد و بدن خود را موافق با آن سازگار مي كرد و در آخر نيز اين پيام جالب را داد كه "اين ماييم كه بايد خود را با طبيعت وفق دهيم نه برعكس"! ما هم بايد اين حقيقت را بپذيريم كه مهمترين خطري كه تهديدمان مي كند همين زلزله است و فقط بايد در برابر آن آمادگي داشت. خطر جنگهاي خانمان برانداز را با ديپلماسي و مذاكره و امتياز دادن مي توان حل كرد ولي با طبيعت كه نمي توان مذاكره كرد. يا بايد فيلمي "مو بر تن سيخ‌كن" مثل فيلم "2012" را نگاه كرده و با بي خيالي خود را تسليم قسمت و تقدير بدانيم(هر چند پيامش كاملا برعكس است!)، و يا بايد مثل ژاپن كمربندها را سفت ببنديم و يا اينكه جهت كمتر شدن تلفات مادي و معنوي در فكر تمركز زدايي باشيم تا اگر قرار است زلزله‌اي بيايد و ما هم در برابر آن تسليم باشيم(!)، فقط بخش كوچكي آسيب ببيند و نه همه آنچه هست و نيست! البته تركيبي از اين دو راه حل را در كشورهاي پيشرفته نيز مي توان ديد.

اگر يادتان باشد سال 83 زلزله‌ كوچكي كه در بلده مازندارن اتفاق افتاد تهران را نيز نيمچه تكاني داد و همين تكان شوكي بود تا مقامات شهري را بيدار كند! ولي از آنجا كه چنين بيداري‌هايي موقت است فقط به اين بسنده نمودند كه يك كتابچه و سي دي حاوي فيلم آمادگي در برابر زلزله توزيع شد و البته اشاره هم نشد اين اطلاعات بيشتر مناسب حال اهالي توكيو است كه ساختمانهاي ضد زلزله دارد و چون احتمالاتي نيز مي دهند كه شايد خرابي و ويراني نيز روي دهد از پيش سفارش مي دهند كه نقاط امن خانه خود را از قبل شناسايي كنيد و هنگام زلزله روحيه خود را حفظ كنيد و زير ميز نرويد و كنار مبل دراز بكشيد! به جاي اينكه در يك پروژه گسترده و جدي كه صد در صد اشتغال فراواني نيز ايجاد خواهد كرد ساختمانها و پلها و تاسيسات را تك تك مقاومسازي كنند اكتفا كردند به توزيع راهنما و اجراي مانورهاي دانش آموزي. البته در اين ميان سازمانهاي بين‌المللي هم بايد مناطق پرخطر دنيا شناسايي كنند و يك پند و اندرزي هم بدهند! همين زلزله هائيتي نشان داد كه يك فاجعه انساني ناشي از زلزله به مناطق ديگر دنيا نيز تأثير گذار است و در اين ميان يك زلزله مشابه در منطقه بسيار حساس و غير ايزوله‌اي مثل خاورميانه، مي تواند وضعيت اقتصادي و سياسي دنيا را دگرگون كند.

در بالا به مورد تمركز زدايي به عنوان يكي از راه حلهاي مقابله با زلزله جهت كمتر كردن آسيبهاي زلزله نيز اشاره شد كه شايد يكي از مناسب‌ترين چاره‌ها باشد. اخيرا با وبلاگي اشنا شدم كه در مورد سياستگذاري شهري منتشر مي شود كه بيشتر درباره محاسن و معايب و توسعه شهري مي باشد. در يكي از مطالب آن عنوان شده كه عواملي همچون " اقتصاد انباشته "، " تخصص گرايي و تنوع "، " فعاليت هاي تحقيق و توسعه و نوآورانه(مراكز علمي تحقيقاتي معمولا در تهران متمركز است) "، " سرمايه انساني " ،‌ و " سرمايه فيزيكي" از تأثيرات مثبت وجود شهرها مي باشد كه البته درست است. ولي اگر تهديد مورد بحث يعني احتمال زلزله را اگر در نظر بگيريم بايد نگران هم باشيم كه با سانتراليسم داريم مناطق ديگر را عاري از همين عوامل مثبت كرده و از سوي ديگر در معرض تهديدي جدي قرار مي دهيم. چندي پيش نيز از سوي دولت طرح انتقال پايتحت از تهران به شهري ديگر مثل هشتگرد ساوجبلاغ مطرح شد كه به نظر مي رسد اين طرح بيشتر به فكر جلوگيري از فلج شدن دولت در مواقع بحراني و حوادث غير مترقبه همچون زلزله مي باشد تا آينده‌نگري در مورد پنج عامل بسيار مهم فوق كه بايد هر چه سريعتر در اين مورد نيز طرحهايي قابل اجرا آماده شود.

Sunday, January 31, 2010

معافیت مالیاتی


البته ابتکار جالبی است*. در صورت دورتر شدن کارگاههای صنعتی از شهرهای بزرگ، روند صعودی آلوده‌تر شدن هوا و هم مهاجرت کندتر می‌شود. ولی باید دید آیا صنعتگران حاضرند در قبال معافیت مالیاتی که شامل حالشان می‌شود، زیر بار هزینه‌های دیگری همچون دور شدن از مراکز تجاری اصلی، افزایش هزینه حمل و نقل(که هم شامل تامین مواد اولیه می شود و هم زنجیره توزیع) و لزوم پرداخت بیشتر به نیروی انسانی با مهارت و متخصص که به سادگی حاضر به دل کندن از کلانشهرها نیستند، بروند یا نه؟

و البته می توان گفت برای موفقیت در امر پخش کردن نرمال صنایع در سطح کشور، چنین طرحهایی به تنهایی کافی نیستند و باید به ایجاد بسترهای لازم برای توزیع متناسب کلیه امکانات اجتماعی و عمرانی در کشور هم پرداخت.

راجع به:
* - "صنايع جديد مستقر در شهرك‌هاي صنعتي خارج از شعاع 120 كيلومتري مركز استان تهران، از ماليات معاف شدند."
- http://ilna.ir/newsText.aspx?id=105385 (view on Google Sidewiki)

Thursday, December 3, 2009

خفه شديم در اين آلودگي


به خاطر كارم كمتر پيش مي آيد كه روزها به داخل تهران بروم، ولي امروز كه امروز گذرم به مركز شهر افتاده بود، تاسف خوردم به اينكه آيا واقعا كسي به فكر اين هواي وحشتناك هست يا نه؟ يكي از مهمترين حقوق مسلم يك شهروند، تنفس در فضايي غير آلوده است. قبلا وقتي از شمال تهران به جنوب و مركز تهران نگاه مي كردي، مي ترسيدي از اينكه شبها در چه جايي خر و پف مي كرده ايم! و حالا كه از جنوب به شمال تهران نگاه مي كني، وضعيت شمال تهران به مراتب افتضاح تر شده!

آب و هواي به شدت آلوده، ساختمانهاي به شدت آسيب پذير و ضمانت نشده در برابر زلزله، و در مورد وضعيت فرهنگي و اجتماعي ديگر نمي گويم كه همه خيلي بهتر مي دانند چه خبر است... بهتر است فردا دوباره به كوه بزنم! فعلا كه استراتژي هاي كلان، رويكرد دهن كجي كردن به عالم و آدم را دارد!

پ.ن :
هر كامنتي كه در اين وبلاگ نوشته مي شود برايم خيلي مهم هست، به خصوص سخنان نيام كه بايد در اين مورد بايد بگويم:

راستش را بخواهيد هر كدام از حقوق اوليه اي كه من در نظر دارم با همديگر تفاوتي ندارند و شخصا اولويتي بندي خاصي در ميانشان نمي بينم. ولي مطمئنا برخي از حقوق اوليه مثل آزادي بيان كه براي خيلي خيلي مهم است، شايد براي بعضي از مردم مهم نباشد و به خاطر عقيده و كم و كيف مطالعات و تجاربشان اصلا نمي خواهند آزادي بيان داشته باشند! ولي حق داشتن يك هواي سالم را آنها هم مثل من دارند و اگر آنها دوست ندارند در زمينه دفاع از حقوق دلخواه من، از من و امثال من دفاع كنند، ولي من حاضرم در دفاع از حقوقي كه آنها دارند حمايت كنم، كه البته در مورد حق برخورداري از يك هواي سالم كه براي اطفال و كهنسالان دور و برمان صد در صد حياتي است:
بخار بنزین باعث افزایش سرطان خون در تهران شده است

و اين بماند كه من و شما قادر نيستيم، بعضي ها را حالي كنيم كه تبعات نبود آزادي بيان و ... خيلي بدتر است از آلودگي هوا و مي شود گفت اين شرايط با هم رابطه علت و معلولي دارند؛ ولي به قول معروف همان بعضي ها فقط جلوي چشمشان را مي بينند!

Thursday, August 27, 2009

درختان شب تاب



از موقعي كه در مورد لزوم توسعه صنعتي جامعه نوشته ام، دغدغه و انديشه ديگرم مراقبت و محافظت از محيط زيست بوده و مدتها قبل از اينكه اين رنگ سبز همه گير شود(البته به معناي اجتماعي و سياسي آن!)، رنگ زمينه اين وبلاگ سبز بوده و منظور نيز در نظر داشتن آسيبها و تهديداتي است كه محيط زيست با آنها مواجه است.

ديشب در بلوار كشاورز ديدم كه درختان بلوار با لامپهاي كوچك فراواني كه در ميان شاخ و برگهاي آنها گذاشته شده تزئين شده اند. فكر مي كنم روشنايي هاي شبانه و غيرطبيعي شهري به اندازه كافي به عملكرد طبيعي درختان تاثير سوء وارد مي كنند. حال، اين چراغها فكر مي كنم وضعيت را به مراتب بدتر كنند و علاوه بر اينكه مصرف انر‍ژي را به شدت بالا مي برند، به نحوه بدتري بر درختان آثار سوء بگذارند. همانطور كه مي دانيم درخت روزها عمل فوتوسنتز را انجام مي دهند و شبها برعكس عمل مي كنند(و يا كار خود را متوقف مي كنند) كه با وجود نور در شبها درختها بايد به طور مداوم به اين كار بپردازند كه من در اين مورد فكر مي كنم درخت هم مثل هر موجود زنده و غير زنده(!) ديگري در چنين شرايطي كيفيت كارش بدتر خواهدشد. البته در اين مورد بايد متخصصين محيط زيست نظر دهند.

Monday, August 4, 2008

اتلاف بنزين در تقاطع‫هاي همسطح

شايد با ديدن اين پست كساني بيايند و بگويد شما كه ادعاي فلان چيزها را داري اين چه وضع استدلال و تحليله كه مي كني؛ از شما بعيد است! ولي شما هم در پشت چراغ قرمز گير كرده و علاوه بر حرص دود هم خورده‫ايد؛ و در چنين زماني تحليل بر پايه اطلاعات صحيح و مستند واقعا فيل هوا كردن است! بنابراين براي بيان منظورم همين بهتر است با توجه به اينكه اخيرا شكم هم در اقتصاد كشور جايگاه مهمي پيدا كرده است محاسبات سرانگشتي و يا شكمي داشته باشيم! اگر محاسبات و عدد و رقم من را قبول نداريد اين فايل اكسلي (31 كيلو بايت) را دانلود كرده و خودتان با اعداد آن بازي كنيد:

اگر در يك چهارراه شلوغ و پر ترافيك تهران، همواره به طور متوسط پنجاه اتومبيل روشن، منتظر قرمز شدن چراغ باشند، و براي هر ليتر بنزين هم حداقل 1000 تومان يارانه پرداخت شود و متوسط مصرف بنزين اين خودروها هم 3 ليتر در ساعت باشد، حداقل هزينه مصرف بي‫دليل بنزين در اين چهارراه در هر ساعت صد وپنجاه‫هزارتومان، در هر شبانه روز سه ميليون و ششصد هزار تومان و در هر ماه يكصد و هشت ميليون تومان، و در هر سال يك ميليارد و سيصد و چهارده ميليون تومان خواهد بود!
حالا به دليل بهره‫وري ناب ايراني‫ها از هزينه اتلاف زمان، و اعصاب خوردي صدها نفر سرنشين و همچنين ديگر فاكتورهاي مربوط به سلامت مردم و آلودگي هوا و ... صرفنظر هم كنيم، آيا با هر كدام از هزينه‫هاي ميلياردي مصرف بي‫جهت بنزين در هر كدام از اين چهارراه‫ها، نمي‫توان آنها را غير همسطح كرد؟

احتمالا اين به دليل اهميت روابط خانوادگي و پشتيباني از گلفروشها، و يا اهمييت مطالعات روزنامه‫ و مطالعات سرانه يك دقيقه‫اي، و حمايت از روزنامه فروشهاست كه در خيلي از تقاطعها روگذر و زيرگذر نمي‫زنند!

Wednesday, April 23, 2008

استفاده از نانوتكنولوژی در خودرو

غول دنياي اتومبيل سازي، شركت فورد، جهت افزايش عملكرد وسيله نقليه، و همچنين استفاده حداكثر و ساده‫تر از سوخت، اخيرا به سوي نانوتكنولوژي روي آورده‫است.

فورد به اين نتيجه رسيده است كه استفاده از نانوتكنولوژي را در ساخت اتومبيلهايش رواج دهد. نانوتكنولوژي به بحث داغي در صنايع تبديل شده است. متخصصان هم اكنون در تلاش هستند حوزه هاي استفاده و كاربردي نانوتكنولوژي را گسترش دهند كه اميدواري آن را به وجود آورده كه به ويژه در درمان سرطان به كار رود.
و البته كه حوزه استفاده محدود به موارد بهداشت و درمان نبوده است، چنانكه غول سوم صنعت خودروسازي، يعني فورد، تصميم جدي به استفاده از قابليتهاي نانوتكنولوژي در بخش مهمي از انواع وسايط نقليه گرفته است.

ماتئو زالوزك، كه در بخش تحقيق و توسعه فورد مشغول به كار است، در اين زمينه به اين موارد اشاره مي كند:
"صنايع اتومبيل‫سازي در مورد ايجاد ذرات نانو به موقعيت مؤثر جديدي رسيده‫است. هدفمان گرفتن ذرات نانو، جدا كردن آنها از همديگر، و توزيع ميان مواد موجود است. متعاقب انجام اين كار، وسايل نقليه سبكتر و ايمن‫تر شده و علاوه بر آن سوخت نيز به گونه‫اي بهتر و اقتصادي‫تر مصرف خواهدشد."

در نتيجه استفاده از نانوتكنولوژي، ، توليد و به كارگيري قطعات پلاستيكي محكم و در عين حال سبك، هم در داخل خودرو و هم در اجزاي موتور امكانپذير خواهدشد. مهمترين دليل مشتاق شدن فورد به نانوتكنولوژي، در اصل كم كردن قابل توجهي از وزن خودرو بوده‫است. البته كاهش وزن اتومبيلها، به معني ايجاد ضعف در ايمني خودروها نيز نخواهدبود.

برخي از تحليل‫هاي انجام شده در زمينه خودرو نيز نشان مي‫دهد كه ميزان نسبي استفاده از نانوتكنولوژي در ايالات متحده آمريكا، تا سال 2015 ، به 70 درصد خواهدرسيد(قابل توجه استراتژيستهاي وطني صنعت خودرو!) و در سايه اين مهم، درآمد سرشاري در حدود 7 ميليارد دلار، به دست خواهد آمد.

ترجمه شده از:
http://www.hurriyet.com.tr/teknoloji/8759965.asp?m=1

Saturday, November 3, 2007

ایمنی و فرهنگ

مطلبي را كه در صورت دانلود مطلب لينك شده به اين عبارت خواهيد خواند، نوشته مدير HSE اكتشاف و توليد شل مي باشد. آنها پس از سالها كار بر روي ايمني افراد به اين نتيجه رسيده اند كه بكارگيري تكنولوژي هاي نوين و حتي اتخاذ سيستمهاي جديد مديريت ايمني و سلامت كاركنان به تنهايي كافي و چاره ساز نيست و فرهنگ سازماني و فردي بايد به گونه اي تغيير كند كه خود افراد، مراقبتها و مواظبتهاي لازم را چه در مورد خود و چه در مورد ديگران و همچنين محيط اطراف خود به عمل بياورند و اين كار را از روي ميل و رغبت و يك حس دروني انجام مي دهد و نه به دليل تحت فشار بودن.
در شركت معظم ما هم حوادث تلخ كم اتفاق نمي افتد و البته در ظاهر اكثر استانداردها رعايت مي شوند، ولي خبرها و شنيده ها حاكي از آن است كه كارگران خودشان هم مقصرند و بعضي اوقات رعايت نمي كنند! مثل برخي از كارگران مي روند كفش ايمني خود را مي فروشند و يا بعضي از كارگران فلان ماسك ايمني را كه با فلان قيمت خريداري شده نمي زنند و در پاي دستگاه پرس يادشان مي رود كه محافظ گوش را بزنند؛ البته مقوله ايران تا حدودي فرق مي كند و احتمالا به جز فرهنگ، موضوعات ديگري همچون انگيزه و حقوق و ... هم دخيل باشند.
اخيرا واحد متصدي و كنترل كننده ايمني و سلامت كاركنان دچار outsourcing شده(!) و اين بهانه اي شده تا واحد سازماني ديگري براي ارزيابي كارهاي آنها ايجاد شود! ... و قرار بود الگو و خط مشي من هم مثل ، در صورتي كه به عنوان مسؤول اين واحد جديد انتخاب شوم اقتباسي باشد از تجربه و نتيجه از مابهتران! ولي خوب با دموكراسي(!) صنعتي چه مي شود كرد! بعضي از همكاران كه يا من را براي مديريت مناسب نمي دانستند و يا اينكه فكر مي كردند رشته بنده با مقوله ايمني جداست و كسي كه حتما متخصص ارگونومي بوده و چه بسا ديد سيستمي هم نداشته باشد، بايد مسؤوليت اين واحد را بر عهده بگيرد، به من راي ندادند و راي 50 درصدي هم افاقه نمي كند، چونكه در ارزيابي 360 درجه كمي عقب افتادم! حال من مانده ام و اين مطلب، كه ديگر شايد به درد شركت خودمان نخورد؛ به اميد آنكه براي ديگران مفيد واقع شود و هيچ كارگري هم دچار حادثه نشود، آن را در وبلاگ خود منتشر مي كنم:

نقش سیستمهای مدیریت HSE (منظر تاریخی و ارتباطات آن با رفتار انسان)

Thursday, October 4, 2007

فضاي كاري فردا: نگاهي به آينده

فضاهاي كاري آينده، بي گمان متفاوت با چيزي است كه هم اكنون شاهد آنيم. از آمادگي هاي فوري و ويژه بلايا گرفته تا طراحي ساختمانهاي مقاوم، مدير طرحريزي واحدهاي صنعتي بايد خود را با روندهاي كنوني تطبيق داده و از طرف ديگر براي برخورد با مسائل و مشكلات آينده آماده باشد. جهت كمك به مواجهه با اين دو چالش، متخصصان صنعتي از سراسر جهان، اوايل سال جديد ميلادي در كارگاه آموزشي پيش بيني انجمن بين المللي مديريت واحدهاي صنعتي (International Facility Management Association - IFMA) در بوستون آمريكا گردهم آمدند. نتيجه زيرچشمي نگاه كردن به آينده همچون، در نظر گرفتن هشت روند طراحي شكل ساختمانها و عمليات واحدهاي صنعتي در قرن 21 ، بود.

مهمترين روندهاي 2007 كه با محيطهاي ساخته شده در آينده برخورد بيشتري خواهند داشت عبارتند از:



  • پيوند دادن واحدهاي صنعتي با استراتژي






  • آمادگي فوري






  • مديريت تغيير






  • تحمل پذيري






  • تكنولوژي پديدار شدن






  • جهاني شدن






  • تنوع وسيع در نيروي كار






  • ساختمانهاي قديمي





  • روندها با پيش بيني اعضاي هيأت علمي كارگاه آموزشي از طريق معرفي و بررسي صنايع در زمينه هايي همچون املاك شراكتي، سياست دولت، انرژي، امنيت و تكنولوژي مشخص شد.
    براي متخصصان واحدها صنعتي فصلي، بسياري از اين روندها جديد نيستند، اما نقشي كه آنها بازي كرده اند خيلي برجسته و حائز اهميت است. اين مهم است كه رهبران صنايع در تشخيص روندها و نگاه به جايي هم نظر شوند كه عزم حرفه ها در چند سال آينده و ماوراي آن به آنجا جزم شده است.
    اين ممارست استراتژيك آنها را در موقعيت آمادگي بهتر براي بكارگيري مؤثر مجموعه مهارتها، توانمنديها و منابعي كه دارايي هاي سازماني قرار خواهدداد.

    امروزه، پيوند نقشي كه واحدهاي صنعتي و يا تسهيلات توليد يك سازمان در جهت نيل به كليه اهداف عيني ايفا مي كنند، بيشترين اهميت را پيدا كرده است و روند اول، اهميت توسعه را براي مديرانش، نه تنها براي تمركز بر راه حلهاي كوتاه مدت، بلكه همچون درك شفافي از استراتژي تجاري بلند مدت سازمانشان آشكارتر مي كند.

    اداره واحد صنعتي در دوره هاي عملياتي روزانه، تنها يك منظر مديريت واحد صنعتي است. مديران واحد صنعتي بايد در نشان دادن تشريك مساعي تجاري واحدهايشان پروآكتيو (از قبل فعال) باشند.

    آمادگي فوري، روند دوم، همواره يك عنصر مديريت واحد صنعتي بوده است، اگر چه در سالهاي اخير، نقش واضحتري داشته است. برنامه ريزي حادثه و بازيابي(recovery) به صف نخست آمده است؛ و حوادث غم انگيزي همچون 11 سپتامبر و طوفان كاترينا ، در اين مورد كم اثر نبوده است. امروزه، طراحان حرفه اي واحدهاي صنعتي بايد اين ايده را با آغوش باز بپذيرند كه: «آمادگي فوري» پوشش بسيار بهتري نسبت به «برنامه ريزي فوريتي» مي دهد. آنها بايد جهت توسعه طرح جامع و كاملي كه احتمال شكست تجاري را حداقل كرده و فرايند بازيابي را سرعت مي بخشد، تلاش كنند.
    مفهوم تحمل پذيري، روندي كه اهميت آن در حال رشد است، هم اكنون محدوده گسترده اي دارد و ماوراي مسؤوليت محيط زيستي، مي تواند مشتمل بر ظواهر مديريت انرژي، كيفيت هواي زير سقف و سيستمهاي با عملكرد بالا باشد.

    IFMA با انتشار گزارش تحقيقاتي در مورد محيطهاي كاري دوستدار محيط زيست، پيگيري براي ساختن بناهاي سبز را از سال 1994 شروع كرد. حركت از ساختن بناهاي سبز به سوي تحمل پذيري ، مطمئنا در اين سالها افزايش يافته است. اين مشكوك است كه تحمل پذيري از صحنه مديريت واحدهاي صنعتي يا رادار تجاري در آينده نزديك ناپديد شود.

    در حالي كه، هركدام از روندها، عناصري دارد كه بي مانند هستند، اكثرا داراي ويژگيهاي مشترك بوده و نيازمند مجموعه مهارتهاي مشابهند. درك و احترام به هنجارها و اختلافات فرهنگي، به عنوان مثال، به مديران واحدهاي صنعتي اين كمك را خواهدكرد كه با مديريت تغيير، جهاني سازي و تنوع وسيع نيروي كار در تعامل باشند.

    نشان يابي روندهايي كه در اين گزارش پيش بيني به طور اجمالي ذكرشد، نيازمند توانايي تاكتيكي همچون تفكر و عمل استراتژيك است. يكي از مشاغل غير قابل اجتناب در هر شركتي، اين است كه سوئيچ روشن شدن چرخ دنده ها توسط يكي بچرخد، و انعكاس عملي روزانه و نتيجه گيري از انجام هر كدام از آيتمهاي ليست ‘to do’ ، از تفكر استراتژيك نشأت مي گيرد.

    جهت آمادگي براي آينده، متحصصان حرفه اي مريريت واحدهاي صنعتي بايد شايستگي هايشان را در اين هشت حوزه ارزيابي كنند.نشان يابي اين روندها، از طريق رسيدگي و ملاحظه، آموزش و آماده سازي، مديران واحدهاي صنعتي را مجهز به ابزار مورد نيازشان مي كند تا توانايي رويارويي با چالشهاي پيش رو را داشته باشند.

    اين مطلب ترجمه اي (البته با كمي دخل و تصرف) بود از خلاصه «پيش بيني مديريت واحدهاي صنعتي 2007: اكتشاف روندهاي فعلي و دورنماي آينده براي متخصصان حرفه اي مديريت واحدهاي صنعتي» كه گزارش كامل آن را مي توانيد با كليك بر عبارت زير، دانلود كنيد:

    To download the full Facility Management Forecast 2007: Exploring the Current Trends and Future Outlook for Facility Management Professionals

    امتيازدهي به وبلاگ

    لطفا پس از بازديد، به اين وبلاگ امتياز دهيد: (لينك مستقيم صفحه امتيازدهي)