Showing posts with label WTO. Show all posts
Showing posts with label WTO. Show all posts

Saturday, July 11, 2009

حمایت از خودمان


زدن این حرف در این روزها شاید محلی از اعراب نداشته باشد که طرفدار پیوستن ایران به تجارت جهانی هستم و فکر می کنم با این کار اقتصاد ملی هر کشوری نه تنها دچار ضعف نمی شود، بلکه هم باعث رونق اقتصادی خود خواهد شد و هم سهمی در توسعه جهانی خواهد داشت، و هر کشوری این کار را نکند اقتصادش در یک فضای بسته به اصطلاح خواهد گندید. ولی وقتی مشاهده می شود مبادلات تجاری بین المللی یکسویه و خیلی عجیب و غریب بوده و تعادلی در میان نیست، و از سویی صنایع کوچک داخلی به علت عدم توانایی رقابت با کالاهای واراداتی ارزان قیمت ورشکسته شده و میلیونها کارگر و کشاورز و صنعتگر به خاک سیاه می نشینند، آدم می خواهد در افکارش تجدیدنظر کند که در روابط بین المللی اقتصادی فاکتورهای فرهنگی و اخلاقی دیگری هم باید مدنظر قرار گیرند.

شاید این نوشته ها ضد چینی به نظر برسند، ولی بیش از آنچه حرفهای من ضد چینی باشند آنچه این روزها بیشتر از گذشته عیان شده سوء نیت چینی ها در مراودات و عدم رعایت قواعد بازی از سوی آنها است. کپی کردن و یا به عبارتی دیگر دزدی طرح محصولات فقط مربوط به دنیای اتومبیل و دیگر لوازم صنعتی نمی شود؛ آنها نقش و نگار فرشهای ایران را هم می دزدند و با استثماری که نسبت به کارگران خود به عمل می آورند، اجناس کم کیفیت و نامرغوب را به بهایی بسیار کمتر به کشورهای همچون ایران عرضه می کنند. ایرانی جماعت هم که نمی دانم چرا به عادات خوب غربی توجه زیادی نشان نمی دهند("من پولدار نیستم که جنس ارزان بخرم")، و می روند به جای اینکه یک کفش خوب تبریز بگیرند که دو سال دوام بیاورد، می روند یک کفش ارزانقیمت چینی می گیرند که مثلا یک سوم قیمت دارد ولی در عوض یکی دو ماه بعد پاره می شود و علاوه بر آن باعث آسیب پا و دردهای مفصلی هم می شود!

با اینکه آدم مذهبی متعصبی نیستم، می گویند این روزها از روزهایی است که آدم الله اکبرش می گیرد و با دیدن اینکه در مناره های مساجد سین کیانگ، سربازان چینی نگهبانی می دهند تا مبادا یک مؤذن اویغور اذان بگوید، آدم دیگر کاسه صبرش لبریز می شود، که اینها هم از بازار یک میلیاردی مسلمانان استفاده کرده و با دامپینگ ضربات اقتصادی زده و هم با کمال پررویی دهن کجی می کنند به مسلمانان. آیا ما حداقل در مورد لوازم و کالاهایی که می خریم، نباید دقتی بکنیم؟ به قول دوستی دیگر همه چیز چینی شده و امکان پذیر نیست که لوازم چینی بخریم و راست هم می گفت! بعضی وقتها این وسایل دیجیتالی که میگیریم بعد از باز کردن بسته ها مشاهده می کنیم که مثلا در کنار دستگاه اصلی که مثلا ساخت فلان کشور اروپایی است، وسایل جانبی اش مثل باتری و شارژر و ... چینی اند که دیگر علاجی نیست! ولی به نظر می رسد می توان به جای سیر، پوشاک، باتری، کفش و دیگر اجناس بنجل چینی معادل داخلی آنها را را بخریم که این حمایتی است از صنایع داخلی، و البته علاوه بر آن موجب کوتاه شدن دست واسطه هایی هم خواهدشد که آدم نمی خواهد در موردشان صحبت کند؛ چون در این دنیا چیزها خیلی هم بی ربط به هم نیستند(الان می فهمم که چرا بنده مظلوم خدا زیاد چیز چیز می گفت!)... یک تاکید هم بکنم که من در مورد بایکوت حرف نمی زنم، می گویم بیایید از خودمان بیشتر حمایت کنیم. اینطوری علاوه بر کمک به افزایش اشتغال در کشور، حداقل یکی از آنهایی که مسحق کسب درآمد نیستند، موفق نخواهندبود.

Wednesday, April 9, 2008

حذف تعرفه واردات موبايل

خوب! به سلامتي، مثل اينكه باز هم داستان تكرار شد و آزموده‫‫ها دوباره آزموده شدند! خبر رسيد كه :" توليد گوشي داخلي را فراموش كن".

يادمان هست كه در بهار 85، به علت عنوان شدن اينكه بايد در توليد گوشي‫هاي موبايل (كالايي كه حتي نمي توان اخبار نوآوري و ابداعات بسيار سريع در اين حيطه را دنبال كرد!) خودكفا شويم، تعرفه واردات آن افزايش يافت و در مدت تنها يك روز بسياري از فروشندگان گوشي با افزايش بدون حساب و كتاب قيمتها، سود بيشتري برده و مشتريان عادي كه من و شما باشيم متضررتر شديم!

حالا پس از اينكه باز اين نتيجه به دست آمده(تبليغات بي مزه "آنتن مي‫ده و آنتن نمي ده!" در چندين سال قبل كه معرف حضورتان هست؟! )، كه راه‫اندازي دوباره چنين صنعتي مقرون به صرفه و اقتصادي نيست و علاوه بر آن كه نمي شود به گرد پاي توليدكنندگاني مثل نوكيا، اپل، سوني-اريكسون و ... رسيد و در مقابل آنها غولهايي مثل زيمنس و موتورولا هم مجبور به انداختن لنگ هستند، بايد مشتري ايراني را هم مجبور به پرداخت بهاي بيشتر كرد و يا اينكه به علت خريد كالاي ارزانتر قاچاق، از دست يافتن به خدمات پس از فروش محروم كرد، دوباره مي شنويم: "تعرفه واردات گوشي‫ همراه از 25 درصد به 4 درصد كاهش يافت" و البته كه تصميم خوبي بوده است و اي كاش ناگهاني اعلام نمي شد و البته كسي هم در آرزوي اين نيست كه سود برندگان دو سال قبل، اين دفعه متضرر گردند!

به هر روي، خبري خوب براي ميليونها مصرف كننده ايراني اعلام شده، ولي آنچه عجيب است اين است كه بعضي‫ها اظهار تاسف كرده و اين را براي صنعت نوپاي موبايل كشور "وحشتناك" دانسته‫اند! و اين در حالي است كه هيچ كس مايل به تكرار داستان صنعت خودرو، اين بار در مورد موبايل نيست، و همچنين همه مي‫دانند آوردن كلمه "توليد كننده"، پيش از كالاي با تكنولوژي فوق پيشرفته اي مثل "موبايل"، بازي و دست انداختن اذهان عمومي است و يقينا، سود از دست رفته‫اي كه براي به اصطلاح سرمايه‫گذاران اين صنعت كه پشت خاكريزهاي اقتصاد دولتي پناه گرفته‫اند، عنوان مي‫شود، همان ضرر و زياني است كه با عنوان تعرفه واردات به ملت تحميل مي گردد.. توليدكنندگان مزبور بايد ضمن تغيير استراتژي خود، اين فرصت را غنيمت شمرده و خود را مهياي دوران پيش روي كنند، چون پيوستن ايران به WTO دير و زود دارد، ولي سوخت و سوز ندارد.

اين مطلب را هم ببييند؛ اگر توليدكنندگان مزبور در اين فرصت، تحقيقات پرخرجي همچون كارهاي مشتركي كه نوكيا با دانشگاههاي سراسر جهان مي كند را انجام مي دادند و اقلا اين توانايي را داشتند، شايد منطقي اين بود كه حق به جانب هم باشند.

Wednesday, April 25, 2007

كسب و كارهاي (بنگاههاي تجاري) كوچك، كليد رشد بهره وري در كانادا

ابتدا عرض شود، اين مقوله با عبارت عجيب و غريب «بنگاههاي اقتصادي زودبازده»، از زمين تا ستاره ثريا فرق دارد! حالا برويم سر اصل مطلب كه در سايت CNW به آن پرداخته شده است:

SME ها كليد رشد بهره وري در كانادا هستند

تورونتو، 24 آوريل 2007 / CNW/ ـ مطابق با تحقيقات جديد انجام شده در فدراسيون كانادايي تجارت مستقل(CFIB) ، بنگاههاي تجاري كوچك كليد رشد بهره وري در كانادا هستند. بنا به مطالعه «ايجاد موفقيت تجاري»، بررسي بهره وري در مؤسسات تجاري با اندازه متوسط و كوچك(SME ها) نشان مي دهد كه كسب و كارهاي كوچك جهت رسيدن به كارآيي و بازده بيشتر سعي و تعهد بيشتري دارند.
تد مالت ، متخصص اقتصاد ارشد CFIB مي گويد: «مباحثات انجام شده در مورد بهره وري بر پايه داده هاي موجود در يك حوزه كلان اقتصادي(macro-economic) و از ميان دامنه اي 30000 نمونه اي انجام شده است... هدف ما آشكار كردن عوامل و موانع رشد بهره وري در يك سطح خرد اقتصادي بود.»
تحقيق CFIB نشان مي دهد كه در مؤسسات تجاري با اندازه متوسط و كوچك(SME ها) رقابت پذير بوده و بطور مداوم سعي در بهبود با سرمايه گذاري در تجهيز، آموزش و تكنولوژي جديد دارند. اكثر آنها اظهار مي كنند بهره ورتر شده و تعداد زيادي از آنها در حال برنامه ريزي در جهت توسعه يا ايجاد تنوع در كسب و كارهايشان هستند.
مطالعه مورد اشاره، روند بهبود بهره وري را در طول دوازده ماهه گذشته بررسي نموده، و حوزه هاي زير را به بهره وري پيوند داده است: طرح هاي كسب و كار(تجارت)، مشتري مداري، استفاده از ظرفيت، طرحهاي افزايش سرمايه و سرمايه گذاري در كاركنان، پذيرش تكنولوژي و موانع آن، رقابت، و يكپارچگي عمودي.
مالت در عين بيان مي كند: «بهره وري به سادگي و خلق الساعه اتفاق نمي افتد...! آن تنها هنگامي بدست خواهدآمد كه صاحب كسب و كار تصميم سرمايه گذاري در افراد، تجهيزات يا نوآوري را بگيرد، و حقيقت اين است كه آنها فقط زماني اين كار را خواهند كرد كه از بازگشت سرمايه شان احساس اطمينان كنند. از منظر سياست عمومي، اين معني به دست مي آيد كه دولتها بايد ايجاد محيطي مناسب براي چنان سرمايه گذاريهايي را فراهم كنند.»


CFIB در جهت كمك به افزايش كارآيي SME ها، چندين رهنمود را ارائه نموده است:


- دولتها بايد اطمينان حاصل كنند كه شرايط صحيحي در سطح كشور پديدآمده و در نتيجه بنگاههاي تجاري براي رشد تشويق مي شوند و اين با خلق يك محيط با تورم پايين، نرخهاي بهره كم، و سطوح پايين ديون دولتي خواهد ميسر خواهدشد.


- دولتها بايد موانع پيشروي طرحهاي توسعه اي كسب و كارها را برطرف كند. بستن يك سقف كلي مالياتي پايين، به منابع كسب و كار آزادي بيشتري داده و جو سرمايه گذاري را در SME ها بهتر خواهدكرد.


- بارهاي مقرراتي و بوروكراتيك كارايي كسب و كار را محدود، مزيت هاي رقابتي را از بين برده و هزينه هاي برآورده سازي و مطلوبيت را به عمليات كسب و كار مي افزايد. كاهش بارهاي مقرراتي و خطوط قرمز، هزينه هاي فوق را براي SME ها كمتر كرده و از موفقيت آنها حمايت به عمل مي آيد.


- دسترسي ناكافي به منابع مالي مانعي جهت تأخير در امر سرمايه گذاري ها و نوعي اعمال فشار و محدوديت در پتانسيل رشد SME ها مي باشد. دولتها بايد معيارهايي براي اندازه گيري جهت ارتقاء به يك سيستم با سطوح بالاتر رقابتي در بخش ارائه دهندگان خدمات مالي داشته باشد تا در توانايي SME ها در راستاي بدست آوردن اعتبارات مالي ، سازشكاري و مصالحه اي صورت نگيرد.


- همانگونه كه مطالعه نشان مي دهد، SME ها توانايي درك اين را دارند كه رقابت مي تواند چرخش مثبت از خارج به سوي آنها را به ارمغان بياورد. في الواقع، بسياري از صاحبان كسب و كارها به رقابت در عرصه بين المللي فكر مي كنند و معاهدات تجارت آزاد قادر به ايجاد موقعيتهاي جديد بازار، افزايش سرمايه گذاري، و ايجاد شغل مي باشند و دو سوم SME ها ايمان دارند كه دولتها بايد تلاششان را تجديد كنند تا جريان تجاري ميان ايالات [كانادا] بهبود يابد.



جهت مشاهده گزارش كامل به سايت cfib مراجعه كنيد.

Wednesday, February 21, 2007

روند جهاني شدن

ايميلي حاوي پوستر مقابل رسيده با اين عنوان: «اولين سمينار روندهاي جهاني و آثار آن بر سازمانها و كسب و كار آينده».
اين سمينار كه از قرار معلوم، موضوعاتش بررسي روندهاي تكنولوژي، اقتصادي، توسعه انساني و اجتماعي مي باشد، ويژه مديران ارشد سازمانهاي ايراني و با حضور اساتيد و متخصصان برجسته مديريت، اقتصاد و كارآفريني است كه در تاريخ 19 فروردين سال 86 برگزار خواهدشد.
و من هم چون نه يك مدير ارشدم و البته استاد و منخصص هم در زمينه هاي فوق الذكر نيستم، بهتر است در اين كنفرانس شركت نكنم و به اظهار نظر مختصري اكتفا كنم:

فكر مي كنم اواخر سال 80 بود كه شركت ايساكو دوره آموزشي يك روزه اي تحت عنوان مديريت استراتژيك با تدريس دكتر اعرابي، ترتيب داده بود و البته بحثها و موضوعات جالب و البته گاهي تكراري همچون فوايد نگرش، برنامه ريزي و مديريت استراتژيك و اهميت مشتري مداري و ... از سوي استاد ارائه مي شد. بعضي ها كه انگار براي چندمين اين بحثها را شنيده بودند و مي گفتند اين حرفها در ايران قابليت اجرايي ندارد و بيشتر قضيه سميناهاري آن سمينار برايشان مطرح بود و البته خسته هم شده بودند، سؤالي از استاد كردند:

«جناب استاد، براي چندمين بار است كه در چنين سمينارهايي شركت مي كنيم و فكر مي كنيم همه شركتها در ايران چنين دورهايي را برگزار مي كنند، ولي وضعيت در سازمانها بهبود نمي يابد كه هيچ ، بلكه بدتر مي شود! دليل چيست؟»

دكتر هم كه حاضر جواب بود ، گفت:

«يك مثال مي زنم؛
واعظ بسيار چاقي رفته بود بالاي منبر و مخاطبان را به كم خوردن دعوت كرده و در فوايد لاغري و مضرات چاقي صحبت مي كرد. يكي از جايش بلند شد و به اعتراض گفت: خودتان چرا به نصايح خودتان عمل نمي كنيد كه اين قدر چاقيد؟ واعظ چاق هم گفت: اگر من به حرفهاي خود عمل نمي كردم آنقدر چاق بودم ، بالاي منبر كه نمي توانستم بيايم هيچ، جهت خطابه به اين مكان هم نمي توانستم بيايم!»

حالا شايد بعد از عضويت احتمالي و رؤيايي ايران در سازمان تجارت جهاني، بگوييم قضيه توجه به جهاني شدن تجارت براي شركتها و سازمانهاي ايراني كه داخل يك گلخانه اقتصادي به عيش و نوش مشغول بودند، مشابه با مثال فوق بوده است!

امتيازدهي به وبلاگ

لطفا پس از بازديد، به اين وبلاگ امتياز دهيد: (لينك مستقيم صفحه امتيازدهي)