نيام بحث جالبي را تحت عنوان آينده مديريت ريسك مطرح كرده و در آن به اين موضوع پرداخته كه آيا چيزي مشابه با توفيق، اقبال و يا توسعه اي را كه نصيب مديريت كيفيت شد مي توان براي مديريت ريسك انتظار داشت يا نه؟
البته كه موضوع فوق در حوزه جهاني تخصص و تجربه فراواني مي طلبد كه بنده آن را ندارم و بايد در وبلاگ مذكور آن را پيگيري كرد و فقط مي توانم اين را بگويم كه در با توجه به اشباع شدن كامل بازارهاي جهاني و از طرف ديگر اختلاف ناچيز كيفيت محصولها در دوران ركود اقتصادي اهميت مديريت ريسك بيشتر از گذشته است؛

تلخ تر اينكه، مؤسسات و سازمانهاي ايراني به دليل رقابتهاي غير تجاري به سوي آنها رفته و به آنها اعتقاد و باور راسخي نداشته اند و حتي اگر يك بازار شبه رقابتي هم اگر بوده است، با نشانه هايي از قبيل گواهينامه هاي ايزو 9001، EFQM و ... ، بهتر مي توان مشتري را اغوا كرد تا اينكه در بازاري كه توسط دولت براي توليد كنندگان ريسك زدايي شده، به سراغ كارهايي دست و پاگير مثل مديريت ريسك پرداخت!