Showing posts with label Africa. Show all posts
Showing posts with label Africa. Show all posts

Thursday, February 24, 2011

انقلابهای بدون رهبر در عصر ارتباطات

چند روز از به ثمر رسیدن انقلاب تونس، و شروع قیام مصری‌ها سپری نشده بود که دیدم دبیرکل مصری و اسبق سازمان ملل، یعنی جناب پترس غالی دارد با یکی از کانالها مصاحبه می کند.
او می گفت نباید مصر 80 میلیونی را با تونس 10 میلیونی، که از فرانسه و دنیای غرب خیلی تأثیر فرهنگی پذیرفته، مقایسه کرد. مثل خیلی‌های دیگر، به زعم او هم دست کشیدن حسنی مبارک از قدرت، به سادگی رفتن زین‌العابدین بن علی از تونس نبود. ولی به علت پافشاری بی‌نظیر مردم مصر، بالاخره مبارک از اریکه پایین آمد و این در حالی بود که در اردن، بحرین، یمن، و الجزایر جرقه‌های مشابه زده ‌شد.

استعفای مبارک و پیروزی مردم مصر به اندازه کافی نادرست بودن طرز تفکر پترس غالی را نشان می‌داد. او نمی‌دانست که در عصر اطلاعات نمی‌توان به سادگی گفت جوامع با هم متفاوتند! البته تفاوتها سر جای خود هستند؛ ولی اینها منحصر به تفاوت میزان کله شقی دیکتاتورها، و دستگاه سرکوب آنها است. بن علی و مبارک تا حدودی مقاومت نشان دادند و بالاخره تسلیم شدند.

در میان کشورهای عربی به نظر می‌رسید لیبی آخرین کشوری باشد که در این دومینو رهبر دیوانه‌اش را عزل کند. با توجه به مساحت زیادش، جمعیت کمی داشته، و مثل مصر نیست که جمعیت فوق العاده انبوه و متراکمی در حاشیه نیل و دلتای آن داشته باشد.
ولی تکنولوژی و عصر ارتباطات کارش را در یک جامعه عشیره‌ای و طایفه‌ای هم به سادگی انجام می‌دهد! حال قذافی جانی، بیاید و ساعت‌ها در قصر مخروبه‌اش پرت و پلا بگوید و نکات به اصطلاح برجسته کتاب سبزش را نعره بزند، باز نمی‌تواند جلوی آگاهی و یادگیری تجربه از دیگر ملت‌ها را، با سدهای فرسوده اش بگیرد؛ حتی اگر روی مبارک و دیگران را در آدمکشی و گردن‌کلفتی سفید کند.

انقلابهای مشابه و پیاپی در دنیای اعراب، که جملگی از تکنولوژی اطلاعاتی بهره گرفته و با وجود نبود رهبری کاریزماتیک، انسجام داشته و به طرز عجیبی هم از آنارشیسم دور است، فرارسیدن دموکراسی دیجیتال را در آینده نزدیک نوید می‌دهد.
دور نیست روزی که تصمیم گیری‌های تک‌ نفره و یا چندصدنفره، جایش را به تصمیم‌گیری‌ لحظه‌ای، و با مشارکت تک تک افراد جوامع بدهد.

مطلب مرتبط:
توسعه روز افزون تكنولوژي و آينده دموكراسي

پ. ن:
در مطلب فوق آرزوي پيروزي براي مردم ليبي نكردم. با اينكه با آرزو و دعا كاري درست نمي‌شود ولي حداقل اظهار همبستگي در اينترنت كمترين كاري است كه مي‌توان انجام داد. و در اين ميان معلوم نيست اين سازمان ملل به چه دردي مي‌خورد! گويا خود قذافي بيشتر از هر كس ديگري به مقوله بي‌عرضگي سازمان ملل(بخوانيد دول) واقف بود كه پارسال كاغذها را از پشت تريبون مجمع عمومي سازمان ملل به سوي آقاي رئيس پرتاب كرد!!
هر ثانيه كه حكومت قذافي بيشتر عمر مي‌كند، بشر قرن بيست و يك شرمنده‌تر مي شود.

Wednesday, June 9, 2010

فراتر از ساخت استاديوم و برگزاري جام جهاني

ماه مي 2004 كه مشخص شد آفريقاي جنوبي ميزبان جام‌جهاني 2010 است، خيلي‌ها ترديد داشتند كه آيا كشوري كه حتي يك استاديوم درست و حسابي براي ميزباني مسابقات ندارد، خواهد توانست در عرض شش سال بتواند از عهده لااقل ده ورزشگاه استاندارد برآيد يا نه؟ البته برنامه‌ريزي و مهيا شدن جهت برگزاري جام جهاني فقط محدود به داشتن استاديوم نيست و فاكتورهاي مهم‌ و يا مهم‌تر ديگري هم هستند، ولي وقتي در سال 2006 افرادي همچون بكن باوئر هم در اين مورد اظهار نگراني كرد و بحث تعويض ميزباني را مطرح كرد آفريقاي جنوبي فقط سه سال فرصت داشت كه تكاني به خود بدهد. و بالاخره توانست موفق به ساخت و بازسازي ده استاديوم با كيفيت و بزرگ شود.

جدا از اينكه كشور ما حتي لاف ميزباني چنين مسابقاتي را نمي تواند بزند، اهميت پيشرفت پروژه‌هاي ساخت استاديوم موقعي مشخص مي‌شود كه نگاهي به وضعيت تأسيسات ورزشي مملكت خودمان بياندازيم. به جز استاديوم آزادي، كه بيشتر بنايي تاريخي است تا يك مكان ورزشي، تنها استاديوم قابل قبول كشور استاديوم سهند يا يادگار امام تبريز است كه آن هم البته يك راه ارتباطي درست و حسابي ندارد و همين هم قريب بيست سال طول كشيد تا آماده شود. اصفهاني‌ها هم كه سالهاست در انتظار تكميل نقش جهانشان هستند و ...

مي گويند اتلاف منابع زيادي در آفريقاي جنوبي شده، ولي با وجود اتلاف منابع شاهديم كه آفريقايي‌ها توانسته‌اند در اين فرجه زماني، پنج استاديوم را ساخته و پنج استاديوم ديگر را بازسازي كلي، متوسط يا جزئي كرده و ارتقاء دهند:

استاديوم ساكرسيتي – ژوهانسبورگ: سال افتتاح: 1987، اتمام بازسازي كلي: 2009
استاديوم گرين پوينت – كيپ‌تاون: سال افتتاح 2009
استاديوم دوربان – دوربان: سال افتتاح 2009
استاديوم پورت اليزابت – پورت اليزابت/ خليج نلسون ماندلا: سال افتتاح 2009
استاديوم امبومبلا – نلسپروت: سال افتتاح 2009
استاديوم پيتر موكابا – پولوكوين: سال افتتاح 2010
استاديوم لوفتوس ورسفلد- پريتوريا: سال افتتاح 1902، ، اتمام بازسازي و ارتقاء :2008
استاديوم فري استيت – مانگوانگ/بلومفونتين : سال افتتاح: 1952 ، اتمام بازسازي و ارتقاي متوسط :2008
استاديوم اليس پارك – سال افتتاح: 1982، اتمام بازسازي جزئي: 2009
استاديوم رويال بافوكنگ – روستنبورگ: سال افتتاح 1999، اتمام بازسازي جزئي: 2010

حال يك گزارش تلويزيوني هم پخش مي شود از يك ناحيه فقير نشين آفريقاي جنوبي كه مردمش معترضند چرا با اينكه ما گرسنه‌ايم آمده‌اند اين همه ورزشگاه ساخته‌اند! و حالا بيا و حالي كن كه ساختن فقط يكي از اين ورزشگاهها براي 2500 كارگر به مدت سه سال اشتغال ايجاد كرده است، پيمانكاران و متخصصان ساخت و ساز در يك آزمون دشوار تجارب ارزشمندي كسب كرده‌اند، به خاطر جام جهاني جذابيت توريستي كشور بيشتر خواهدشد و ...


منبع اطلاعات مربوط به استاديومها: Fifa.com

Wednesday, November 19, 2008

كره اي ها در ماداگاسكار


زماني بر اين عقيده بودم كه خلاقيت در رفاه روي مي دهد. موقعي كه در نظرسنجي يك سايت آمريكايي ديدم، اكثر افراد نظر دهنده چنين فكر مي كنند كه سختي ها و فشار كاري موجب بروز خلاقيت مي شود، شديدا بر اعتقاد خودم شك كردم!

و حالا با خواندن خبري در مورد سرمايه گذاري دوو در آفريقا به اين نتيجه مي رسم كه نظرسنجي فوق صحيح بوده است! فشارهاي اقتصادي و بالا رفتن قيمتها مخصوصا در مورد محصولات كشاورزي باعث شده كره اي ها در فسفر سوزاندن توسط مغزشان، باز هم از بقيه ملل سبقت بگيرند و چون زمين كافي در كشورشان، كه اندازه يكي از استانهاي ايران است، ندارند ، رفته اند از ماداگاسكاري ها زميني به وسعت بل‍ژيك و به مدت 99 سال اجاره كرده اند تا آنجا ذرت كاشته و حداقل تا سال 2023 بتوانند به برداشت 5 ميليون تني ذرت برسند كه البته در كنار آن آفريقايي ها هم مشغول شده و به نوايي خواهند رسيد. آدم ياد آن كارتون مورچه دورانديش و ملخ سر به هوا مي افتد!

خبر مربوطه را در بي بي سي بخوانيد:


امتيازدهي به وبلاگ

لطفا پس از بازديد، به اين وبلاگ امتياز دهيد: (لينك مستقيم صفحه امتيازدهي)