Showing posts with label کار تیمی. Show all posts
Showing posts with label کار تیمی. Show all posts
Tuesday, December 18, 2007
Thursday, January 25, 2007
کار تیمی در طبیعت
فيلم مستند جالبي دیدم.
موضوعش احتمال موفقيت حيوانات گوشتخوار در شکار حیوانات دیگر و به عبارتي kill rating آنها بود، ولي من همكاري تيمي در طبيعت را نتيجه گيري كردم و اينكه انسان چگونه مي تواند از طبيعت الگو بردارد و البته نه براي كشتن و نابود
كردن! بلكه جهت رقابت براي عمران و پيشرفت و توليد و نوآوري؛ خلاصه هر چه باشد، حيوان و اشرف مخلوقات بايد متفاوت باشند.
حيواناتي كه نمايش داده شدند شير آفريقايي، گرگ و عقاب آمريكايي، گونه اي از كفتارهاي آفريقايي و همچنين مورچه هاي آفريقايي و ماهي هاي گوشتخوار رودخانه هاي آمريكاي جنوبي بودند.
موضوعش احتمال موفقيت حيوانات گوشتخوار در شکار حیوانات دیگر و به عبارتي kill rating آنها بود، ولي من همكاري تيمي در طبيعت را نتيجه گيري كردم و اينكه انسان چگونه مي تواند از طبيعت الگو بردارد و البته نه براي كشتن و نابود
حيواناتي كه نمايش داده شدند شير آفريقايي، گرگ و عقاب آمريكايي، گونه اي از كفتارهاي آفريقايي و همچنين مورچه هاي آفريقايي و ماهي هاي گوشتخوار رودخانه هاي آمريكاي جنوبي بودند.
احتمالا شما هم kill rating ، را براي شير بيشتر بدانيد؛ ولي حقايق به گونه اي ديگر و شگفت انگيز بودند:
اگر حافظه ام به خوبي ياري كند، اين ميزان براي شير حدود 30درصد، گرگ 50، عقاب 55 درصد، و براي كفتارها 90 درصد و در نهايت براي مورچه ها و ماهي ها بالاي 90 درصد بود!
شيرهاي مغرور به تنهايي به گله گاوها زده و خود را خسته مي كردند. طبق نتیجه گیری فیلم، سلطان جنگل تنها در 30 درصد اوقات طعمه اي براي خود پيدا مي کند و جالب اين است كه اين موفقيت هم، اكثر اوقات در سايه همكاري آنها به دست مي آید.
گرگ ها و عقابها هم تقريبا چنين بودند. عقابهاي آمريكايي خرگوش را به تنهايي نمي توانستند شكار كنند و خرگوش زير بوته هاي خار پنهان مي شد و در نتيجه عقابها مجبور به «اتخاذ استراتژي شكار» مي شدند. عقابي بر زمين فرود مي آمد و خرگوش را با چنگالهايش كه به درون بوته ها فرو مي برد وادار به خروج مي كرد و در نتيجه عقابي ديگر بر سر خرگوش نگون بخت فرود مي آمد و ...
ولي حكايت كفتارهاي كوچك به گونه اي ديگر بود! آنها به تعداد زياد و با كوششي بسيار و البته حتي با دادن تلفاتی کم و بیش(!)، قادر به از پاي در آوردن هر موجودي بودند(البته به جز 10 درصد موارد)!
و اما قضيه مورچه ها و ماهي ها فكر مي كنم بالاي 100 درصد بود و البته غنيمت هم مي گرفتند اگر به دردشان مي خورد؛ و غنيمتها هم، نيشهاي سمي عقرب و رتيل و ... بود كه در مقابل هجوم سيل آساي آنها بر زمين مي ماند!
اگر حافظه ام به خوبي ياري كند، اين ميزان براي شير حدود 30درصد، گرگ 50، عقاب 55 درصد، و براي كفتارها 90 درصد و در نهايت براي مورچه ها و ماهي ها بالاي 90 درصد بود!
شيرهاي مغرور به تنهايي به گله گاوها زده و خود را خسته مي كردند. طبق نتیجه گیری فیلم، سلطان جنگل تنها در 30 درصد اوقات طعمه اي براي خود پيدا مي کند و جالب اين است كه اين موفقيت هم، اكثر اوقات در سايه همكاري آنها به دست مي آید.
گرگ ها و عقابها هم تقريبا چنين بودند. عقابهاي آمريكايي خرگوش را به تنهايي نمي توانستند شكار كنند و خرگوش زير بوته هاي خار پنهان مي شد و در نتيجه عقابها مجبور به «اتخاذ استراتژي شكار» مي شدند. عقابي بر زمين فرود مي آمد و خرگوش را با چنگالهايش كه به درون بوته ها فرو مي برد وادار به خروج مي كرد و در نتيجه عقابي ديگر بر سر خرگوش نگون بخت فرود مي آمد و ...
ولي حكايت كفتارهاي كوچك به گونه اي ديگر بود! آنها به تعداد زياد و با كوششي بسيار و البته حتي با دادن تلفاتی کم و بیش(!)، قادر به از پاي در آوردن هر موجودي بودند(البته به جز 10 درصد موارد)!
و اما قضيه مورچه ها و ماهي ها فكر مي كنم بالاي 100 درصد بود و البته غنيمت هم مي گرفتند اگر به دردشان مي خورد؛ و غنيمتها هم، نيشهاي سمي عقرب و رتيل و ... بود كه در مقابل هجوم سيل آساي آنها بر زمين مي ماند!
Labels:
Team Working,
کار تیمی
Subscribe to:
Posts (Atom)
